الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

7

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كَبُرَتْ كَلِمَةً : در بارهء نصب « كلمة » اختلاف است : سراج گويد : مفسر ضمير مستتر است . مثل « نعم رجلا زيد » يعنى « كبرت الكلمة كلمة تخرج » مخصوص بذم نيز محذوف است . برخى گويند : تميز است . مثل « تصببت عرقا » و اصل آن « كبرت كلمتهم الخارجة من افواههم » است . شاعر گويد : و لقد علمت اذا الرياح تناوحت * هدج الريال تكبهن شمالا يعنى : دانستم كه چون بادها همچون درهم آميختن آب دهان درهم آميزند ، بادهاى شمالى آنها را وارونه ميسازند . در اينجا « شمالا » تميز است . كسانى كه « كلمة » را برفع قرائت كرده‌اند ، آن را فاعل مىدانند . منظور از « كلمه » جملهء « اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً » است همانطورى كه به قصيده ، كلمه گويند . بنا بر قرائت رفع ، جملهء « تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ » صفت و مرفوع است . اما بر قرائت نصب ، اين جمله صفت نيست ، زيرا تميز بايد نكره باشد و اگر كلمه‌اى داراى صفت باشد ، از نكره بودن خارج مىشود و نمىتواند تميز باشد . حال هم نمىتواند باشد ، زيرا حال بجاى صفت است ، ديگر اينكه حال را براى نكره نمىآورند . بهتر است كه خبر مبتداى محذوف باشد . اسفا : حال . زيرا مصدرى است كه به جاى صفت نشسته است . إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا : « ان » را مىتوان به فتح خواند و مىتوان به كسر خواند ، لكن در قرآن كريم به كسر قرائت كرده‌اند . مقصود : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ : در اينجا خداوند متعال بمردم دستور مىدهد كه بگويند : ستايش خداوند راست كه بر بندهء خود حضرت محمد ( ص ) قرآن نازل كرد و او را در ميان خلق ، برانگيخت و برسالت اختصاص داد و او را نبى و رسول خود گردانيد . وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً قَيِّماً : ابن عباس گويد : يعنى قرآن كريم ، مستقيم و معتدل